کویرزاد

یک ایرانی در فیلیپین

ضربان نه

کودک نه ساله تحمل زیادی دارد. پسرک نه ساله نیمی از زمان زندگی فعلی اش را به تفکر میگذراند شاید که بتواند دنیای نه چندان زیبایش را به نوعی در تفکرات نه ساله اش حضم کند. دنیایی که به شهر بم در همسایگی شهر پسرک رحمی نکرد. دنیایی که زیبا ترین زن سرزمینش را معلم کلاس درسش کرده بود و تنها پسرک بود که معنای زیبای زن زیبا روی را درک میکرد و در تقابل با ان فقط تفکر می کرد. و در دنیای به خیال ما کوچکش با ان اعتکاف میکرد. دنیایی که نه سیاست مدارن نه شاعران نه عارفان نه ادیبان نه زیبا دوستان و نه… معنایش را نفهمیدند. بوی زیبایی با بوی کاغذ رنگی در ذهنش پیوند برادری بسته بودند. پسرک ثروتمند در صدای تار بچه های کوه چه راحت به خواب متفکرانه فرو می رفت و با نای نی چوپانان چه دردناک بیدار می شد. ثروتمند نه ساله نه غم تو داشت و نه تو گفتی غمش سر اید. نه عاشق بلندی های دنیای ما شد و نه دنیای ما نیازمند غرور او. کلوتهای دل پسرک از برجهای شهر ما مستحکم تر بودند و درخت زیتون در دل کویر بودن فقط از باغبانی دل پسرک بر می امد. غم شالیزار نداشتن همی بهتر از شیرین نداشتن نیست اما پسرک به نمایندگی از تمام حاجی های دیارمان عرق شرم در بستر خواب می افشاند. ای داد و ای بیداد از بی کسی در نه سالگی برای دریادلان دیار کوبری که به نام او هیچ گاه غزل سرای بی غرور پیدا نکرد. امان از دل غم نفهم دنیا دیدگان هرگز ندیده که جز خیالات باطل خود چیزی ندیدند. نه ساله سید نبود اما در عمر کوتاهش بجز با مفرغ اسباب بازی نداشت شاید که وجدان ابا و اجدادیش تحمل چینی ساز نداشت. ما نخواستیم که فریاد داد اوران هم نسلی یمان را بشنویم به جز در تبحر دود قلیان پسرک. زهر میکشیم در کام خود که شاید نه ساله ای ارزش داشته باشیم اما دریغ از دریا دلی و دریا فهمی که گویا هفتاد و دو قوم دیارمان طلسممان کرده اند. بوی دشتی های دامنه کوه ها و زیبای معلم بیست و پنج ساله را فقط پسرک میداند. وقتی که خشک و تر قرار است بسوزند چرا پسرک نما ها نسوختند را از ما نخواهید چون در عرش کویری مریدانمان تفکر جایی ندارد. پسرک زیبا روی تاب جدایی از عمق را ندارد و سطی بودن برایش حکم گردنی شکسته دارد همبن و بس. پروانه صفت بودن کار من و تو نیست. پیر مستان شهر با کشتن پسرک در حال مستی اثبات این است که زندگی یعنی پروانه بودن به شرط نه سالگیش.

اگر دین و ایمانی دارید اگر خدایی دارید اگر معشوقه ای دارید اگر عزیزی دارید قبل از اینکه به او احتیاج پیدا کنید به سراغش روید. قبل از اینکه دلتنگش شوید گوهرتان را دریابید.

فعلا هیچ نظری نیست »

نظر شما

HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>