گناهکار

باز شب شد و مست یاد تو گشته ام، در کنار رویاها می نشینم و با تصور خیالت لحظات کبودم را رنگی می کنم. در اوج تنهایی با ذکر نام تو بزم داشتن غنیمت شب بی ستاره من است، ای رویایی، ای قبله گاه، چه گناهی کرده ای که محکوم به فاصله از من هستی، و اما من چه کرده ام که که به جرم تو در فراق تو باید بسوزم. شبها صدایت نمی زنم مبادا نا محرمی نامت را بشنود، مبادا کسی صدایم را بشنود و اسمت را بدزد، مبادا در دنیا کسی مانند تو خلق گردد.

w7-3635_2.jpg

عرض مخصوص: این پست در مانیلا نوشته شده است

3 دیدگاه »

  ناشناس wrote @ آوریل 2, 2008 at 4:37 ب.ظ

خوش به حالت….
همین جوری ادامه بدی، شاید یه چیزی شدی!!!
(در ضمن من هم ولایتی نیستم، چون اصلا ولایت رو از جاش قبول ندارم…BYE

  nasim wrote @ آوریل 3, 2008 at 3:16 ب.ظ

سلام دکتر عزیزم

فراموش مکن که هر که از تو بگذرد زودتر دل به تو خواهد باخت .هر که هیچ از تو نستاند هرچه دارد در پایت خواهد ریخت واگر دوستت نداشته باشد زود دوستدار تو خواهد شد هرچند خدایان روی از او بگردانند (سافو)

  سعید wrote @ آوریل 6, 2008 at 3:29 ب.ظ

سلام دوست عزیز من هم از مانیلا هستم موفق باشی

نظر شما

HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>