یک سال از تولدش گذشت. یک سال فرصت زیادی نبود اما پاسارگاد و همدلانش در بدترین شرایط بهترین ها را ثابت کرد. سالی که علاوه بر مشکلات عدیده مالی ، مشکلات فنی چاپ ، هزینه های سنگین کاغذ و عرصه تنگ مطبوعات، پاسارگاد را با بی مهری های معنوی و سیاسی در ظاهر دوستانش در گیر کرد تا نهال کوچکش را در کویر بی اب علفی رشد دهد که اگر امید اب نبود امید زنده بودن هم نبود، اری اگر به واسطه چتر عده ای بارانی بر پاسارگاد نبارید اما ریشه هایش انقدر رشد کرد که به سر رشته های قنات جاودانی رسید. خرداد هشتاد و شش تا خرداد هشتاد و هفت نه تنها اولین سال حضورش بود بلکه سخت ترین سال هم بود. و مطمئن هستیم نارفیقان اگر می دانستند که با چوب لای چرخ پاسارگاد کردن روز به روز قوی تر می شود هیچگاه جسارتی در حقش نمی کردند. از نا رفیقان هیچ گلایه ای نیست از انان هم که رفیق نیمه راه بودند هم گلایه ای نیست از رفیقانی که قلبآ دشمن بودند هم… چون اهل گلایه نیستیم. باشد که هزار سالگی تو را در وبلاگی با همین نام کویرزاد تبریک بگویند
و اما پاسارگاد مدیون تیمی است که اگرهمتشان نبود شاید الان جز نام چیزی برایش باقی نمانده بود.
اقایان و خانمها، محمودیان (طراح و گرافیست) دعاگوئی(مدیر اجرائی) حاج محمدی (بازرگانی) اتشی پور (جامعه و خبر) صفا (شهر) اطمینان (خبر) ایرانژاد (خانواده و سلامت) پوررضاقلی (ورزش) اسلامی (سازمان اگهی ها) پورابراهیمی(مدیر داخلی) کریم الدینی (جامعه) نصرت ابادی (ورزش) خیرمند (ورزش) حاج محمدی (فرهنگ و هنر) حیدرنیا (گروه تایپ) پورابراهیم ابادی ( اداری مالی) و نویسندگان بزرگواری همچون ازادیخواه، کوچکی، علیزاده و دوستان زیادی که اسمشان در خاطرم نیست. به امید روزی که پاسارگاد بتواند تمام زحمتهای بی دریغ دوستان را جبران نماید.
و همچنین برادرفکری، دوست عزیز، و استاد بزرگوارم اقای عبدالرضا محمودآبادی (سردبیر) که بدون هیچ گونه ادعایی رهبری تیم پاسارگاد را با علم، تجربه، پشتکار و علاقه بی پایان به نحوه احسنت بر عهده دارد. از راه دور دست تمامی این عزیزان را به گرمی می فشارم و ارزویی به جز سلامتی و پیروزی در تمام عمر برایشان ندارم.





مدت زمانی نسبتا طولانی که در استان 8-کرمان- بودم یکی از مسایلی که خیلی توجهم رو به خودش جلب کرد تعداد زیاد نشریات محلیشون بود که اتفاق بسیار خوبی هم هست و خواهد بود.
من هم برای دوستانتان ارزوی موفقیت میکنم.