می خوام وقتی که خوابی کنار تو بشینم
اگه یک وقت خوابم برد باز خواب تو رو ببینم
درسهای این ترم به حدی سنگین است که در طول یک هفته دو بار هم پست الکترونیک را چک نمی کنیم !
اگر به دوستان مجازی سر نمی زنیم گلایه ای نباشد !
عده ای از دوستان و اشنایان داخلی گلایه کرده اند که چرا بعد از ورود به مرز پر گهر خبری ندادیم تا زیارتشان کنیم و قبل از خروج از مرز پرگهر خدانگهداری نثارشان نکرده ایم. باید عرض کنم چون حوصله کارهای متفرقه و بی فایده را ندارم نه سلامی عرض شد و نه خدا حافظی. استثنا هم نداشتیم ، دوست و اشنا و اقوام و همه در هم.
این جمله های پائین هم هیچ معنی خواصی ندارند یا به عبارتی معنی my is window می دهند. افتاد ؟
امروز اتفاقی عجیب روی داد و استاد در بین درس از کلاس بیرون رفت ، حدود بیست ثانیه بعدش یک دکترای حقوق وارد شد و با اخم گفت که چرا دولت ایران بمب اتم می خواهد بسازد ؟ البته اخمش با خنده ملیحی همراه بود. ماجرا حدود ده دقیقه طول کشید، بعد سرشو انداخت پائین و رفت بیرون و استاد خودمون برگشت. جزئیات بحث رو نمی گم تا زمانی دیگر اما الان در حال فکر کردن به این موضوع هستم که این دکتره از کجا امد و کجا رفت ! اصلا باید برم دانشگاه ببینم قضیه چی بود !؟ احتمالا یک تست شخصیت سنجی یاشاید طرف عامل نفوذی اسرائیلی ها بود.
گذاشتن کامنت برای این پست ممنوع است.
تو نیستی و تا ابد بی تو دلم میگیره
اما زمونه می گه که خیلی دیره






