کویرزاد
محمد احسان پورابراهیمیبایگانیِ ژوئیه, 2008
غریبه گی ها
اگر ما ایرانی ها به خیلی ویژگی های کشورمان و خودمان افتخار می کنیم این فیلی ها هم باید به باران های دلنشینشان افتخار کنند که کمتر از شراب هزار ساله به ادم روحیه نمی دهد.
اتگار قرار نیست در این کره خاکی انسانی پیدا شود و ما بتوانیم خودش و تفکرش را تحمل کنیم. شاید مشکل از مخ کج نمای ما باشد که هیچ انسانی در کتمان نمی رود.
امشب بعد از مدت ها در رایزی سفارت ج ا ا در مانیلا با سفیر و کنسولگر صحبت های کوچکی رد و بدر کردیم. چند نفر از دانشجویان هم بودند. جایتان خالی همه چرت پرت می گفتند و چرت پرت میی شنیدند. نمی دونم چرا حرفای احمقانه ادما رو میشنوم اینقدر اعصابم خرد می شود.
اگر باران اخر شب نبود که امشب سکته می کردم. بارانک امشب کمی ارامکم کردکم
آزادی
هرگاه عشقی را از دست دادم بسیار آزده شدم
اما حال بر این باورم که انسان هیچ کس را از دست نمی دهد
زیرا هیچ فردی مالک کسی دیگر نیست و این تجربه ی راستین آزادی است
داشتن مهم ترین چیز در دنیا بی آنکه مالکش باشی
کوئیلو
کوچکترین، تنهاترین، آرامترین … زیبا ترین
به تفکر صد رنگت قسم
که از مشکی تا سیاهی ادامه دارد
به مخ کج نمایت به دین بی حیا ات
ای سرور کشور بی عشقان
ای بختک دنیای ساده ی ما
تو را به جان مادر جوان نمایت
دست از سر کچل ما بردار
عرض مخصوص: عکس سربرگ وبلاگ با هر پست جدید تغییر می کند. برای این پست هم کامنت ممنوع شده است!
cus this is pure of life you can
می خوام وقتی که خوابی کنار تو بشینم
اگه یک وقت خوابم برد باز خواب تو رو ببینم
درسهای این ترم به حدی سنگین است که در طول یک هفته دو بار هم پست الکترونیک را چک نمی کنیم !
اگر به دوستان مجازی سر نمی زنیم گلایه ای نباشد !
عده ای از دوستان و اشنایان داخلی گلایه کرده اند که چرا بعد از ورود به مرز پر گهر خبری ندادیم تا زیارتشان کنیم و قبل از خروج از مرز پرگهر خدانگهداری نثارشان نکرده ایم. باید عرض کنم چون حوصله کارهای متفرقه و بی فایده را ندارم نه سلامی عرض شد و نه خدا حافظی. استثنا هم نداشتیم ، دوست و اشنا و اقوام و همه در هم.
این جمله های پائین هم هیچ معنی خواصی ندارند یا به عبارتی معنی my is window می دهند. افتاد ؟
امروز اتفاقی عجیب روی داد و استاد در بین درس از کلاس بیرون رفت ، حدود بیست ثانیه بعدش یک دکترای حقوق وارد شد و با اخم گفت که چرا دولت ایران بمب اتم می خواهد بسازد ؟ البته اخمش با خنده ملیحی همراه بود. ماجرا حدود ده دقیقه طول کشید، بعد سرشو انداخت پائین و رفت بیرون و استاد خودمون برگشت. جزئیات بحث رو نمی گم تا زمانی دیگر اما الان در حال فکر کردن به این موضوع هستم که این دکتره از کجا امد و کجا رفت ! اصلا باید برم دانشگاه ببینم قضیه چی بود !؟ احتمالا یک تست شخصیت سنجی یاشاید طرف عامل نفوذی اسرائیلی ها بود.
گذاشتن کامنت برای این پست ممنوع است.
تو نیستی و تا ابد بی تو دلم میگیره
اما زمونه می گه که خیلی دیره




