کویرزاد

محمد احسان پورابراهیمی

بایگانیِ ژانویه, 2014

We are one,
One’s for sure.
All united,
Don’t want some more.

بزرگترین. با شکوه ترین و استثنا یی ترین کنسرت چشمهایت امسال که نه همیشه در دلم برگزار است..
با هنر مندیه تو  ،   توی من

بلیطش تماتم شد با بوسه های فرضی لب تو

 

یکی زل زده به چشمام
یکی عطر تنش میخوره به تنم
یکی از او سمت دریا
میاد برای برای رسوا شدن
فصل دیوانگی و ملحدی

دل به کوچه بسپار ،، سرار شورو اشتیاق و چراق
همه جا شهر و شلوغی ،، یار و بار و دلدادگی
.
صبح سرد است تو هنوز زیر پتو ؟

دوست دارم چشمهایت را نازنینم دوست دارم
یار من دوست دارد بی من بودن را دوست دارد
محرم اسرار نشو ، یار نشو، فتنه ی دل ما نشو، 
تا توانی بر دل ما رسوا گر و شعله پرداز نشو،

    ذره ذره، چیکه چیکه، قطره قطره، تحقیر دو عالمم من،
    جان مولا بیش ازین محو سکوت و مجرم عاشقیم نکن

فاصله، فاصله نیست تشنگیست
تشنگی بهانه ای برای عاشقیست
گر روی گرداندی و رفتی غمی نیست
این که تشنه ام گذاشتی بی وفایست

حالا که دنیا دروغ است 
حالا که تو رفته ای 
حالا که پول بهتر است 
حالا که من ساده ام
همین حالای حالا 
    با سروها  و صنوبرها قرداد بستم   
    که دگر می نخورم، بجز از لب یار
     که دگر دل نبندم ، دل دیوانه نبندم 
                         دلم من گران است ، پول رایجش نایاب است ،
           نه تو توانی بخری ، نه مهنت دنیای تو 

طراحی یک سایت مانند این با استفاده از WordPress.com
شروع کنید